![]() |
![]() |
|
| ×××شمع می سوزد و پروانه به دورش همه شب من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم××× |
|
قربانعلي زماني متولد12/8/63
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 22:53 توسط سوگند |
|
|
چه دردیست در میان جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن
برای دیگران چون کوه بودن ولی در چشم خود ارام شکستن برای هر رقیب شعری سرودن ولی لبهای خود همواره بستن به رسم دوستی دستها فشردن ولی با هر سخن قلبی شکستن به نزد عاشقان چون شمع خاموش ولی در قلب خود غوغا نشستن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 2:26 توسط سوگند |
|
|
سلام به دوستان همیشگی من دلم برای همتون تنگ شده بود حدود دو ماه از شما دور بودم به خاطر امتحاناتم اما دوباره *سوگند* برگشت! ------------------------------------------------------------------------------- از شما که تو اين مدت منو تنها نذاشتین هزاران بار تشکر مي کنم. ------------------------------------------------------------------------------- وبلاگ رو آپ می کنم با شادي و سرور به خاطر همه كساني كه دوستشون دارم ...
چشم هایم خسته است
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 21:53 توسط سوگند |
|
|
تو اگه پرنده باشی چشای من آسمونه راز پر کشیدنت رو کسی جز من نمیدونه واسه من سخت که بی تو بنویسم مشق پرواز با صدای ساز خسته تر کنم گلوی آواز من و تو گرچه اسیریم حیفه از غصه بمیریم بیا تا آخر دنیا بشینیم و پر نگیریم جای پر زدن زمین نیست توی قلب آسمونه قصه ی مرگ و جدایی تو کتابا جا میمونه نگو عمرمون تموم شد بعد از این دیگه غمی نیست بیا فردا رو بسازیم اینکه فرصت کمی نیست اشک پاکتو نگهدار واسه غسل تن پرواز زنده کن صدای ساز و که رسیده وقت آغاز
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 2:25 توسط سوگند |
|
|
امروز بهترین روزم بود
تولد داداشم وای که چه قدر خوشحالم یه جشن کوچولو براش گرفتیم که خیلی بیادماندنی بود داداشی تولدت مبارک باشه.... عزیزکم به قد یه دنیا دوست دارم اینم چند تا عکس از تولد داداش کوچولوم
به خاطر تو نفس میکشم به خاطر تو زندگی می کنم خیلی دوستت دارم عزیزم همه جون و عمرم مال توست و انرا به خاطر تو فدا میکنم تو برای من مفهوم دنیا هستی تو مفهوم تمام ارزوهای منی قلبم به خاطر تو می تپه هرگز از من دور نشو هرگز از من جــــدا نشو چون من بی تو میمیرم حسینم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:20 توسط سوگند |
|
|
در چشم من برای شما هیچ خواب نیست سخت است انتظار مرا هیچ تاب نیست این هفته هم گذشت تو از ره نیامدی حرفی که از ورود شما در کتاب نیست گفتند جمعه ها تو نظر می کنی به ما این جمعه هم گذشت وما را خطاب نیست من خواب دیده ام که تو از راه می رسی این خواب خوب زایده التهاب نیست می خوانمت درون نماز همیشه وقت هرگز دلی شبیه دل من کباب نیست روزی تو می رسی همه جا داد می زنند آن روز خواهشی که بدون جواب نیست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 20:35 توسط سوگند |
|
|
سلام سلام سلام !!!!!!!!
به همه ی دوستانی که در این راه من رو یاری کردن به خصوص رکسانا وآقای دهقان عزیز امروز می خوام یه شاعر جدید وجوان رو به شما معرفی کنم من که واقعا از شعراش خوشم میاد واز خوندنشون لذت می برم وامید است که شما هم پس از خواندن اشعارش حس خوبی به شما دست بده هوشنگ بهداروند فرزند حاج قربانعلی بهداروند از ایل بزرگ بختیاری طایفه ی آل جمالی در دوازدهم شهریور ماه وسال ۱۳۵۶در شهرستان دزفول استان خوزستان متولد شد وتحصیلات ابتدایی وراهنمایی خود را در مدارس شهرک چمران ومتوسطه را در شهرستان شوشتر سپری کردودر سال ۱۳۷۹در رشته زبان ادبیات فارسی لیسانس گرفت وهم اکنون در دبیرستان های شوشتر ونهضت سواد آموزی شهرستان گتوند مشغول به کار می باشد .از بیست سالگی به لطف وعنایت الهی شعر به ایشان روی آوردوآن را به عنوان همنشین جدی خود گرفت . آثار وی در زمینه شعر وداستان ومقاله ادبی در مطبوعات مختلف کشور به چاپ رسیده است وی در بیشتر قالب های شعری طبع آزمایی کرده ودر سال ۱۳۸۳شاهد یک مجموعه شعر از او با «نام شکوفه ها ی دلتنگی» بودیم ودر سال ۱۳۸۵آثار دیگری به نام «بخوان به نیت باران » است دوستان خوبی که لطف می کنند وبه من سر می زنند یادشون نره که نظر بدن !!!!!! غزلی رنگ آب دریا نیست ببخش اگر غزلم رنگ آب دریا نیست خدا ز پشت کلامم چو شیشه پیدا نیست ببخش اگر که ردیف شکسته غزلم به چشم ذوق لطیف تو هیچ زیبا نیست ببخش اگر غزلم مثل مشق کودکی ام پر از ترانه باران وآب وبابا نیست اگر تو لهجه درد مرا نمی فهمی ببخش لهجه ی درد دلم از اینجا نیست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 11:54 توسط سوگند |
|
|
رهگذر آرام از ره می گذشت
ره به پیشش صاف و بس هموار بود. در سرش سودای رفتن پیش دوست و دلش آسوده از هر قیل و قال سر به پا، پا در ره و دل در گرو با شتاب و بی شکیب از رهزنان، از همگنان؛ همچو مرغی پا گرفته از زمین؛ بال در بال صبا او می پرید. ناگهان برقی زد،رعدی خواست. رهگذر با خود گفت: نه خدایا باران ! آسمان می غرید با سخاوت بر زمین می داد آب. راه از باریدن باران به کلی خیس شد. راه رفتن روی آن هر لحظه می شد سخت تر . رهگذر پایش به گل چسبیده بود. دل پر از آشوب و با خود می غرید : (( رحمت است این یا عذاب؟)) راستی را رهگذر با خود چه فکری کرده بود؟ راه رفتن بر ره هموار و آنگه راه بردن سوی دوست؟ گر چنین باشد که هر کور و کری یا چه دانم هر کسی از هر رهی راه را آلوده پایش کند. رهگذر هم مرد این راه نبود با خودش فکری کرد. باید او برمی گشت. خانه اش بس راحت و ایمن ز هر شور و شری آن طرف تر انتظارش می کشید. پس یکی از راهها را برگزید. یک قدم در ره نهاد..............
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 11:15 توسط سوگند |
|
|
به خدا سوگند! که دیوانه عاقلترین وعاقلان عاجزانی آراسته به تظاهر عاقلان - همان لاشخوران انسانیت - همان عالمان سخنور مست - همان مبدعان منطق کذب - همان جماعت بیگانه از ذات حق ودیوانه - یگانه دریابنده جنون عشق.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 0:56 توسط سوگند |
|
|
آه اگر راهی به دریاییم بود گر به مردابی ز جریان ماند آب از سکون خویش نقصان یابد آب جانش اقلیم تباهی ها شود ژرفنایش گورماهی ها شود آهوان ای آهوان دشت ها گاه اگر در معبر گل دشت ها جویباری یافتید آواز خوان رو به استغنای دریاها روان جاری از ابریشم دریای خویش خفته بر گردونه ی طغیان خویش یال اسب باد در چگال او روح سرخ ماه در دنبال او برفرازش در نگاه هر حباب انعکاس بی دریغ آفتاب خواب آن بی خواب را یاد آورید مرگ در مرداب را یاد آورید فروغ فرخ زاد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:13 توسط سوگند |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من متولد۱۱/۱۲/۶۶ ساکن خوزستان هستم.
از پیاده روی_ تار یکی_ شادی وخنده_ باران _رنگ آبی_ شعر _ فسنجون_ آهنگ های خیلی آرام وبه عبارتی غمگین _معاشرت با دوستان_ اینترنت _مطالعه خوشم میاد واز هوای گرم _شلوغی _صدای جیغ بچه ودخالت در کارهایم متنفرم. ودر حال حاضر دانشجوی رشته کامپیوتر هستم ودر اخر: به کسی عشق بورز که لایق عشق باشدنه تشنه ی عشق چون تشنه روزی سیراب می شود. اینم آیدی من sogand66_m@yahoo.com |